رضا قليخان هدايت

1048

مجمع الفصحاء ( فارسي )

مثال كاه گلست اين مزوره و معجون * هلا تو كاه‌گل اندر شكاف مىافشار دهن گشايد تن تا بگويدت رفتم * طبيب آيد و بندد بر او ره گفتار خمار درد سرت از شراب مرگ شناس * مخور شراب بنفشه بهل شراب انار بخور شراب انابت بساز قرص وداع * ز توبه ساز تو معجون غذا ز استغفار بگير نبض دل و دين خود ببين چونى * نگاه كن تو به قارورهء عمل بسيار اگر كيست بگويد كه خواست فايده نيست * بگو كه خواست ازو خاست چون بود پيكار اگر نخواست مرا پس چرام خواهان كرد * كه زرد كرد رخم را فراق آن ديدار و گرنه غمزهء او زد به تير عشق مرا * چراست اين دل من خون و چشم من خونبار شراب عشق بنوشيم و بار يار كشيم * مشابه شتر مست در ميان قطار نه مستىيى كه ترا آرزوى عقل آيد * كه مستىيى كه كند عقل و روح را بيدار كجا شراب طهور و كجا مى انگور * طهور آب حياتست و آن دگر مردار